گوگل با معرفی قابلیت آواتار زنده در Gemini Enterprise، شکل تازهای از تعامل با هوش مصنوعی را ارائه کرده است که در آن دستیارهای هوشمند میتوانند با چهره، صدا و حرکات طبیعی با کاربران ارتباط برقرار کنند. این فناوری علاوه بر پاسخگویی به کاربران، میتواند در انجام وظایف و ارائه خدمات به مشتریان نقش داشته باشد و مسیر تازهای برای حضور هویت برندها در تعاملات دیجیتال باز کند.
به گزارش دنیای برند؛ گوگل با توسعه قابلیت Live Avatar در سرویس Gemini Enterprise، به شرکتها امکان میدهد دستیارهای هوش مصنوعی خود را از یک پنجره گفتوگوی متنی به شخصیتی تصویری و تعاملی تبدیل کنند. این قابلیت با ترکیب تولید ویدئو با تأخیر اندک و توانایی گفتوگوی زنده، امکان شنیدن، دیدن و صحبت کردن را برای دستیار هوش مصنوعی فراهم میکند.
در این تجربه، آواتارها از هماهنگی دقیق حرکت لبها با گفتار، حالتهای طبیعی چهره و نوبتگیری روان در مکالمه برخوردارند. با این حال، اهمیت اصلی فناوری فقط در ظاهر انسانی آن نیست، بلکه به توانایی انجام وظایف همزمان با ادامه گفتوگو مربوط میشود.
برای مثال، گوگل به فرایند پذیرش مهمان در هتل اشاره میکند؛ موقعیتی که در آن دستیار هوش مصنوعی میتواند اطلاعات موردنیاز را در پسزمینه دریافت کند و مراحل انجام کار را پیش ببرد، بدون اینکه کاربر مجبور باشد تا پایان پردازش منتظر بماند.
این قابلیت با استفاده همزمان از ورودیهای صوتی و تصویری و امکان اجرای درخواستهای ابزارها در پسزمینه، تجربهای متفاوت از چتباتهای معمولی ایجاد میکند. در یک گفتوگوی متنی سنتی، کاربر معمولاً برای دریافت پاسخ منتظر میماند، اما در مدل جدید، تعامل میتواند هنگام انجام فرایندهای موردنیاز ادامه پیدا کند.
آواتارهایی با هویت متناسب با برند
یکی از جنبههای مهم این فناوری برای کسبوکارها، امکان طراحی آواتار متناسب با هویت بصری و شخصیت برند است. گوگل مجموعهای از آواتارهای آماده ارائه میکند، اما توسعهدهندگان میتوانند با استفاده از یک تصویر مرجع باکیفیت، آواتار اختصاصی نیز بسازند.
این قابلیت به شرکتها اجازه میدهد از شخصیتی تصویری استفاده کنند که ظاهر، سبک بصری یا هویت مشخصی داشته باشد. البته ساخت آواتارهای سفارشی در حال حاضر به دسترسی تأییدشده سازمانی محدود است و هنوز برای همه کاربران در دسترس نیست.
برای برندها، چنین امکانی میتواند به ایجاد تجربهای یکپارچهتر در ارتباط با مشتریان کمک کند. یک آواتار اختصاصی میتواند در بخشهایی مانند پشتیبانی مشتری، راهنمای استفاده از محصولات و ارائه خدمات دیجیتال حضور داشته باشد و در موقعیتهای مختلف، چهرهای ثابت از برند ارائه دهد.
با این حال، طبیعیتر شدن ظاهر و رفتار دستیارهای هوش مصنوعی، پرسشهایی نیز درباره اعتماد کاربران ایجاد میکند. هرچه یک دستیار هوشمند انسانیتر به نظر برسد، ممکن است کاربران تواناییها و میزان درک واقعی آن را بیش از حد برآورد کنند. بنابراین، طراحی این تجربهها تنها به انتخاب چهره و صدا محدود نمیشود و باید نحوه معرفی قابلیتها و محدودیتهای سامانه را نیز در نظر گرفت.
پشتیبانی از ۹۷ زبان و حفظ هویت بصری
گوگل اعلام کرده است که Live Avatar میتواند میان ۹۷ زبان جابهجا شود و در این فرایند، هماهنگی حرکت لبها و حالتهای چهره را با زبان مورد استفاده تطبیق دهد.
این ویژگی برای شرکتهایی که در بازارهای مختلف فعالیت میکنند اهمیت دارد؛ زیرا امکان ارائه تجربهای با هویت بصری ثابت را فراهم میکند، در حالی که زبان و شیوه گفتار دستیار با مخاطبان هر بازار تغییر میکند.
از سوی دیگر، گوگل اعلام کرده است که محتوای تولیدشده با Live Avatar، از جمله صدا و تصویر، به نشانگذاری دیجیتال SynthID مجهز میشود. این فناوری به شناسایی محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی کمک میکند و میتواند یکی از ابزارهای افزایش شفافیت در تعاملات دیجیتال باشد.
با این حال، نشانگذاری محتوا بهتنهایی تمام مسائل مربوط به اعتماد را حل نمیکند. کاربران همچنان باید بدانند دستیار به چه اطلاعاتی دسترسی دارد، چه اقداماتی میتواند انجام دهد و در چه شرایطی امکان ارتباط با یک نیروی انسانی وجود دارد.
هوش مصنوعی چهرهدار چه معنایی برای برندها دارد؟
معرفی Live Avatar نشان میدهد که رقابت در حوزه هوش مصنوعی سازمانی تنها به ارائه پاسخهای دقیقتر محدود نیست. نحوه تعامل با مشتری، تداوم تجربه کاربری و ارتباط میان هویت برند و خدمات دیجیتال نیز به بخش مهمی از طراحی این فناوریها تبدیل شدهاند.
برای تیمهای بازاریابی و توسعه محصول، پرسش اصلی این است که آیا حضور یک شخصیت تصویری واقعاً به بهبود تجربه مشتری کمک میکند یا صرفاً ظاهر تعامل را جذابتر میسازد. اگر آواتار بتواند انجام کارها را سادهتر کند، راهنمایی مؤثرتری ارائه دهد و ارتباط را در طول فرایند حفظ کند، ممکن است به بخشی ارزشمند از تجربه مشتری تبدیل شود.
در مقابل، اگر چهره و حرکات طبیعی تأثیر محسوسی بر کیفیت خدمات نداشته باشند، شرکتها ممکن است تنها لایهای انسانیتر به فرایندهای خودکار اضافه کنند، بدون آنکه اعتماد کاربران یا کارایی خدمات به همان اندازه افزایش یابد.
در نهایت، ارزش آواتارهای هوش مصنوعی برای برندها به میزان واقعگرایی آنها وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که تا چه اندازه میتوانند خدمات مفید، شفاف و قابلاعتمادی ارائه دهند.
